حقيقت : آن چه بايد باشد . آرمان .
واقعيت : آن چه هست .
هدف حقيقت : مدينه فاضله .
هدف واقعيت : دنياي حال .
زندگي : مسير رودخانه .
مردم : آب رودخانه .
مدينه فاضله : سرچشمه رودخانه در قله كوه ، جايي كه آب زلال و ساكن است ، آفتاب ، آسمان ، ابرها و تمام اطراف آن سرشار از آرامش و شادي است .
زوال : انتهاي مسير رودخانه ، باتلاقي با آب گنديده و بدبو كه نه آفتاب و نه ابر و نه باد به صورت خالص در آن وجود ندارند و كمترين آثاري از شادي و زندگي در آن نيست .
دنياي حال : جايي بين قله سرچشمه و باتلاق نهايي .
جهت حقيقت : به سمت بالاي رودخانه ، به سمت سرچشمه ، به سمت قله .
جهت زوال : به سمت پايين رودخانه ، به سمت باتلاق .
جهت حركت سهل تر : پايين رودخانه .
جهت حركت سخت تر : بالاي رودخانه .
جهت حركت دنياي حال : به سمت پايين رودخانه .
جهت حركت آرمانگرايان : به سمت بالاي رودخانه .
جهت حركت واقع گرايان : همچون جهت حركت دنياي حال ، به سمت پايين رودخانه همچون موجي خروشان .
پايان كار واقع گرايان : جايي نزديك به پايين رودخانه ، باتلاق ، زوال .
پايان كار آرمانگرايان : جايي نزديك به سرچشمه رودخانه ، قله . اگر در برابر موج خروشان واقع گرايان تسليم نشده و همراه آنان نشوند .
احتمال رسيدن واقع گرايان به مقصدشان : زياد .
احتمال رسيدن آرمانگرايان به مقصدشان : كم .
پشتوانه واقع گرايان : موجي محكم و خروشان .
پشتوانه آرمانگرايان : توانايي خود .
چاره آرمانگرايان كم توان : كمك گرفتن از آرمانگريايان ديگر .
وظيفه آرمانگرايان ديگر : كمك رساندن به آرمانگرايان كم توان .
راه چاره عوض كردن مسير دنياي حال به سمت بالاي رودخانه : پايداري و اتحاد آرمانگرايان .
نتيجه : عوض شدن جهت حركت واقع گرايان .
نتيجه نهايي : تحقق مدينه فاضله ، يا چيزي نزديك به آن .
سخت ترين كار : عوض كردن مسير دنياي حال و موج خروشان واقع گرايان .
