تبليغاتX
مي انديشم ، پس هستم

مي انديشم ، پس هستم

مي انديشم ، پس هستم

 

عليت در فيزيك : هر گونه تغييراتي در  خروجي يك سيستم ريشه در تغييراتي در ورودي آن دارد ، و لا غير .

عكس عليت در فيزيك : هر گونه تغييراتي در ورودي يك سيستم به تغييراتي در خروجي آن منجر مي شود ، و لا غير .

 

عليت در فلسفه : هر معلولي علتي دارد .

عكس عليت در فلسفه : هر علتي معلولي دارد .

 

پس :

هر كاري انجام دهيم مطمئنا آينده را تغيير مي دهد ... و بالعكس

 

+ نوشته شده در  85/05/30ساعت 22:20  توسط Aarmaann  | 

 

حرفايي هستن كه نبايد گفته بشن ، چون هر واكنشي در برابرشون انجام بشه بده ، حتي اگر واكنشي انجام نشه هم بده . و اين به دليل نابجا بودن اون حرفه ، حتي اگر به خودي خود بي عيب و مجاز باشه .

همين طور هستن سوالاتي كه نبايد پرسيده بشن ، چون هر جوابي بهشون داده بشه بده ، حتي اگر جوابي داده نشه هم بده . و اين به دليل نابجا بودن اون سواله ، حتي اگر به خودي خود بي عيب و مجاز باشه .

 

اي اهل ايمان هرگز از چيزهايي مپرسيد كه اگر فاش گردد شما را زشت و بد مي آيد و غمناك مي شويد و ...

او : در جهل آدمي همين بس كه حرف حق را هر جايي بزند .

 

همچنين است در مورد نا كردني ها

 

+ نوشته شده در  85/05/27ساعت 14:1  توسط Aarmaann  | 

 

هر وقت اعتقادي (اعتقاد = نظري كه در درستيش شكي نيست و يقيني است و بر اساسش استدلال مي شود و...) با يك حرف يا مشاهده يا تجربه يا ... خيلي راحت عوض بشه بايد به خود شك كرد ... شك كرد كه اگر اعتقاد قبلي درست بوده و با دلايل كافي و كامل و عقلاني و قانع كننده و ... به دست اومده بوده ، پس چرا به اين راحتي عوض شده ؟ و اگر اعتقاد جديد درسته ... بايد شك كرد كه چرا در رسيدن به اعتقاد قبلي از دلايل كافي و كامل و عقلاني و قانع كننده و ... بهره برده نشده ؟

 

پس هميشه در اعتقادات و به خصوص در عوض كردن اعتقادات به اندازه كافي بيانديش و اعتقاد جديدت رو بر اساس دلايل كامل و كافي و قانع كننده و عقلاني و ... بنا كن ، وگرنه هيچ اعتباري به اون اعتقاد جديد نيست ، همچنين به نتايجي كه ازش به دست مياد .

 

+ نوشته شده در  85/05/25ساعت 17:55  توسط Aarmaann  | 

 

حالات ۱ (هيچ) و ۲ (بي نهايت) تنها در صورتي امكان پذير شدن كه اون هيچ و بي نهايت خارج از محدوده مورد بحث فيزيك باشه ، محدوده مورد بحث فيزيك هم  تمام دنياست ... پس اين دو حالت الزاما به وجود عاملي فرادنيوي (كه ريشه اصلي همه نمي دونيم ها هست) دلالت دارن  .

حالت ۳ (چرخه) هم كه به وجود عاملي خارج از محدوده چرخه نياز داشت و در فيزيك همه پديده ها و نمي دونيم ها با هم در رابطه هستند پس اين چرخه رو مي تونيم تمام دنيا در نظر بگيريم . اگر رابطه پديده ها در فيزيك رو هم قبول نداشته باشيم ... پس اين عامل خارجي حتما در يك چرخه ديگه قرار داره پس اين دو چرخه با هم يك چرخه بزرگتر رو تشكيل مي دن و پيدايش اون چرخه بزرگتر هم نياز به يك عامل خارجي داره و ... الي آخر ، تا جايي كه باز به اين مي رسيم تمام چرخه هاي دنيا با هم در رابطه هستن و در واقع همشون يك چرخه هستن . و اين چرخه بزرگ دنيا نياز به يك عامل خارجي داره . پس اين حالت هم به وجود عامل فرادنيوي دلالت داره .

حالت ۴ (بن بست) هم نياز به يك عامل خارجي داشت ، اگر اين عامل در محدوده بحث فيزيك و در اين دنيا باشه كه باز در يك سلسله نمي دونيم ديگه قرار مي گيره و در نهايت به يك بن بست ديگه مي رسه و اون بن بست هم و ... الي آخر . پس اين حالت هم به وجود يك عامل فرادنيوي دلالت داره .

البته بايد گفت كه حالات ۱ و ۲ هم در واقع همون حالت ۴ هستن اما با بياني متفاوت .

 

همين طور اگر هر حالت ديگه اي رو هم در نظر بگيريم در نهايت به وجود عامل فرادنيوي دلالت دارن ... عاملي كه قبل از وجود اين دنيا بوده (تا ريشه نمي دونيم ها رو سبب شده باشه) و اصلا هم نيازي نداره محدود به قوانين فيزيك (و دنيا) باشه چون فرادنيويه .

 

و ... همين ، با فيزيك تا همين حد مي تونيم پيش بريم . حالا اين عامل فرادنيوي چيه ؟ جنسش چيه ؟ خصوصياتش چيه ؟ ... ؟ نمي دونيم . البته شايد يه سري نتايج محدود ديگه هم بشه گرفت اما در كل با فيزيك نمي شه خيلي به نمي دونيم ها در مورد اين عامل فرادنيوي جواب داد .

 

از همه مهمتر : ريشه اين عامل فرادنيوي چيه ؟ نمي دونيم . پس بذار علي الحساب اين طور فرض كنيم كه ريشه نداره و خودش به وجود اومده (و چون اين عامل ، فرادنيوي هست و پايبند به قوانين فيزيك نيست مي شه اين فرض رو كرد) ، پس اسمش رو چي بذاريم ؟ نظر به اين كه اين عامل فرادنيوي خود به وجود آمده اسمش رو مي ذاريم ... :

 

خُدا

 

 

اون فيلسوف بزرگ : بهترين علم براي خداشناسي فيزيكه .

اون فيزيكدان بزرگ : وقتي به چيزهايي كه مي دانم در برابر چيزهايي كه نمي دانم نگاه مي كنم ، مي بينم كه هيچ نمي دانم . و وقتي به نقش و اندازه خود در ميان اين همه زمين و منظومه و كهكشان و دنيا نگاه مي كنم به عظمت خدا پي مي برم .

 

پايان

 

+ نوشته شده در  85/05/18ساعت 21:41  توسط Aarmaann  | 

 

حالت ۱ (هيچ) ... مردوده ، چون در فيزيك "هيچ به معناي مطلق كلمه" نداريم (صفر مطلق در فيزيك امكان نداره) . مگر اين كه اون هيچ خارج از محدوده مورد بحث فيزيك باشه .

حالت ۲ (بي نهايت) ... مردوده ، چون در فيزيك "بي نهايت به معناي مطلق كلمه" هم نداريم . مگر اين كه اون بي نهايت خارج از محدوده مورد بحث فيزيك باشه .

حالت ۳ (چرخه) ... هميشه براي پيدايش هر چرخه دخالت يك عامل خارجي لازمه ، عاملي خارج از محدوده اون چرخه .

حالت ۴ (بن بست) ... تحقق اين حالت هم تنها در صورت وجود عامل خارجي ممكنه ، عامل خارجي اي كه در ابتدا اون بن بست رو به وجود آورده باشه (بن بستي كه نمي دونيم ها به اون ختم شدن) .

 

... ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  85/05/16ساعت 21:54  توسط Aarmaann  | 

 

حالت ۱ : به هيچ مي رسيم ... يعني اون قدر اين نمي دونيم ها ادامه پيدا مي كنن تا جواب آخرين نمي دونيم "هيچي" باشه ، يعني آخرين نمي دونيم از هيچي به وجود اومده .

حالت ۲ : به بي نهايت مي رسيم ... يعني هرگز اين نمي دونيم ها تموم نمي شن و در پس هر نمي دونيم باز هم نمي دونيم اي هست و در پس اون هم و ... الي آخر .

حالت ۳ : به چرخه مي رسيم ... يعني پس از گذشت تعداد مشخصي از نمي دونيم ها ، دوباره نمي دونيم هاي قبلي تكرار مي شن و اين سير همين طور ادامه داره . چيزي مشابه بحث مرغ و تخم مرغ .

حالت ۴ : به بن بست مي رسيم ... يعني آن قدر نمي دونيم ها ادامه پيدا مي كنن تا نمي دونيم هاي آخر بدون جواب باقي بمونن .

 

... ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  85/05/14ساعت 22:5  توسط Aarmaann  | 

 

جسم از ماده تشكيل شده ، ماده از مولكول ، مولكول از اتم ، اتم از پروتون و الكترون و نوترون و ... ، پروتون و الكترون و نوترون و ... از چي تشكيل شدن ؟ ... نمي دونيم .

هر كنشي را واكنشيست مساوي و در خلاف جهت ، اين واكنش نيروييه كه اجسام به هم وارد مي كنن ، اين نيرو ريشه در نيروي بين مولكولي اجسام داره كه به واسطه تغيير شكل هاي ميكروسكوپي به وجود مياد ، و اين نيرو منشاش نيروهاي مغناطيسيه ، منشا اين نيروي مغناطيسي گردش الكترون هاست ، منشا اين گردش چيه ؟ چرا از اين گردش نيرو به وجود مياد ؟ ... نمي دونيم .

به هر ذره باردار عمود بر جهت حركتش و ميدان مغناطيسي اي كه در آن قرار گرفته نيرو وارد مي شود ، چرا عمود ؟ ... نمي دونيم .

هر دو جسم به يكديگر نيرويي كششي وارد مي كنن ، منشا اين نيرو ممكنه همون نيروهاي الكتريكي و مغناطيسي ذرات اجسام باشه ، منشا اين نيروها چين ؟ ... نمي دونيم .

پروتون ها بر خلاف نيروي دافعه اي كه به هم وارد مي كنند در هسته كنار هم چيده شده اند ، دليل اين امر نيروي هسته اي هست ، منشا اين نيروي هسته اي چيه ؟ ... نمي دونيم .

در برخورد دو جسم با هم هر دوي آن ها به هم نيرو وارد مي كنند ، منشا اين نيرو تغيير شكل هاي ميكروسكوپيه كه از تغيير موقعيت اجزاي تشكيل دهنده اون ها به وجود مياد ، پس در برخورد دو الكترون نيروي حاصله از كجا مياد ؟ الكترون كه اجزاي تشكيل دهنده نداره كه تغيير شكل بده ، اگر داره خوب اون اجزاء چين ؟ ... نمي دونيم .

 

و ... هزاران نمي دونيم ديگه كه در فيزيك وجود دارن و با پيشرفت علم بشر هم بيشتر مي شن .

 

و اگر به دنبال ريشه و نهايت اين نمي دونيم ها بريم ۴ حالت ممكنه پيش بياد

 

... ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  85/05/12ساعت 0:4  توسط Aarmaann  | 

 

او :

 

روش درست فكر كردن در حقيقت عبارت است از رعايت دو قاعده در عمليات ذهني : شهود و استنتاج .

شهود : برداشت دور از ترديد يك ذهن روشن و هشيار كه تنها در پرتو عقل ميسر مي شود .

استنتاج : نتيجه گيري ضروري از حقايقي كه صحت آن ها مورد يقين است .

اين گونه است كه نتايج درست و يقيني حاصل مي شود

 

من :

 

در هر مساله سه عامل وجود دارد : فرضيات ، روابط ، احكام .

فرضيات ، دانسته ها هستند كه صحتشان از قبل (به هر نحوي) پذيرفته شده است .

روابط ، تجزيه و تحليل هاي عقلاني هستند كه روي فرضيات انجام مي شوند .

احكام ، نتايجي هستند كه بر اساس دو عامل بالا به دست مي آيند .

احكام مي توانند در آينده در مساله اي ديگر به عنوان فرضيات استفاده شوند تا با تكرار اين چرخه همواره نتايج بيشتر حاصل شود

 

+ نوشته شده در  85/05/09ساعت 19:50  توسط Aarmaann  | 

 

ديدِ باز ، در عين عدالت بودن سختي اي كه افراد در قبال خوبيشون مي كشن

 

 

چه بسيار شود كه چيزي را شما ناگوار شماريد ولي به حقيقت خير و صلاح در آن بوده و چه بسيار شود كه چيزي را دوست داريد و در واقع شر و فساد شما در آن است و خداوند به مصالح امور داناست و شما نادانيد .

 

مقام اهل ايمان به امتحان معلوم شود .

گمان كرديد كه به بهشت داخل شويد بدون امتحاناتي كه پيش از شما بر گذشتگان آمد كه بر آن ها رنج و سختي ها رسيد و همواره پريشان خاطر و هراسان بودند تا آن گاه كه رسول و گروندگان به او از شدت غم و اندوه از خدا مدد خواسته و عرض كردند بار خدايا كي باشد كه ما را ياري كني در آن حال به رسول خطاب شد هان بشارت ده كه همانا ياري خدا نزديك خواهد بود .

گمان مي كنيد به بهشت داخل خواهيد شد بدون آن كه خدا امتحان كند و آنان كه جهاد در راه دين كرده و آن ها كه در سختي ها صبر و مقاومت كنند مقامشان را بر عالمي معلوم گرداند ؟

خداوند هرگز مومنان را وانگذارد بدين حال كنوني (كه مومن و منافق به يكديگر مشتبهند) تا آن كه به آزمايش بدسرشت را از پاك گوهر جدا كند و خدا همه شما را از سر غيب آگاه نسازد .

و البته شما را به سختي ها چون ترس و گرسنگي و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بيازماييم و بشارت و مژدهِ آسايش از آن سختي ها صابران راست .

محققا شما را به مال و جان آزمايش خواهند كرد و ... و اگر صبر پيشه كرده و پرهيزكار شويد (البته ظفر يابيد) كه ثبات و تقوي سبب نيرومندي و قوت اراده در كارهاست .

به ياد آر هنگامي كه خداوند ابراهيم را به اموري چند امتحان فرمود و او همه را به جاي آورد خدا بدو گفت من تورا به پيشوايي خلق برگزينم .

 

آري هر كس اعمالي زشت اندوخت و كردار بد به او احاطه نمود چنين كس هر كه باشد اهل دوزخ است و در آن آتش پيوسته معذب خواهد بود . و كساني كه ايمان آوردند و كارهاي نيك و شايسته كردند آنان اهل بهشتند و پيوسته در بهشت جاويد متنعم خواهند بود .

هر يك از اين دو فرقه بهره مند خواهند گشت از نتيجه اعمال خود و خدا به حساب همه زود رسيدگي كند .

 

اي اهل ايمان در پيشرفت كار خود صبر و مقاومت پيشه كنيد و به ذكر خدا و نماز توسل جوييد كه خدا ياور صابران است .

اي اهل ايمان در كار دين صبور باشيد و يكديگر را به صبر و استقامت سفارش كنيد و مهيا و مراقب كار دشمن بوده و خداترس باشيد كه فيروز و رستگار گرديد .

 

آنان كه دعوت خدا و رسول را اجابت كردند پس از آن كه به آن ها رنج و الم رسيد از آن ها هر كس نيكوكار و پرهيزكار شد اجر عظيم خواهد يافت .

خدا مقدار ذره اي به كسي ستم نكند و هر عمل نيكي را زياد گرداند و (به نيكان) از جانب خود مزدي بزرگ عطا كند .

هر كار نيك كنيد البته از ثواب آن محروم نخواهيد شد و خدا دانا به حال پرهيزكاران است .

خداوند البته اجر اهل ايمان را هرگز ضايع نگذارد .

 

 

و آخر اين كه :

كارِ درست( = كار نيك ، نيكوكاري ، صبر ، استقامت ، مقاومت ، ... ) سخته

 

+ نوشته شده در  85/05/05ساعت 20:13  توسط Aarmaann  | 

 

سختي بر دو نوعه :

 

۱. سختي اي كه افراد در قبال بديشون مي كشن

۲. سختي اي كه افراد در قبال خوبيشون مي كشن

 

اولي عين عدالته و دومي عين بي عدالتي ... اما اگر با ديدي بازتر به موضوع نگاه كنيم هر دو عين عدالتن

 

در مورد خوشي ( = متضاد سختي ) هم شرايط مشابهي برقراره

 

+ نوشته شده در  85/05/04ساعت 13:18  توسط Aarmaann  | 

 

مژده هايي از خداي به آرمان گرايان ( = حق گرايان = اهل ايمان = ... ) :

 

و شما (مردم) را جز خدا يار و ياوري نخواهد بود .

و خداوند اجر پايداري شما (هدايت يافتگان به خدا) را در راه ايمان تباه نگرداند .

هر كسي را راهي است به سوي حق كه بدان راه يابد .

راه هدايت و ضلالت بر همه كس روشن گرديد پس هر كه از راه كفر و سركشي برگردد و به راه ايمان و پرستش خدا گرايد به رشته محكم و استواري چنگ زده كه هرگز نخواهد گسست و خداوند به هر چه خلق گويند و كنند شنوا و داناست .

خدا هيچ كس را تكليف نكند مگر به قدر توانايي او .

خداوند هرگز اراده ستم به هيچ كس نخواهد كرد .

خداوند البته اجر اهل ايمان را هرگز ضايع نگذارد .

 

 

دستورهايي از خداي به آرمان گرايان :

 

به عهد من وفا كنيد تا به عهد شما وفا كنم و از (شكستن پيمان) من بر حذر باشيد .

و بايد از شما مسلمانان برخي خلق را به خير و صلاح دعوت كنند و مردم را به نيكوكاري امر و از بدكاري نهي كنند و اينان كه به حقيقت واسطه هدايت خلق هستند .

اهل ايمان تنها به خدا بايد توكل كنند .

آرزو و توقع بيجا در فضيلت و مزيتي كه خدا به آن بعضي را بر بعضي برتري داده مكنيد كه هر كه از مرد و زن از آن چه اكتساب كنند بهره مند شوند و هر چه خواهيد از فضل خدا درخواست كنيد نه از خلق (تا به شما اعطا كند) كه خدا فياض و به همه چيز داناست .

 

 

هشدارهايي از خداي به آرمان گرايان :

 

حق را به باطل مپوشانيد تا حقيقت را پنهان سازيد و حال آن كه به حقانيت آن واقفيد .

چگونه شما كه مردم را به نيكوكاري دستور مي دهيد خود را فراموش مي كنيد و حال آن كه كتاب خدا را مي خوانيد چرا در آن تعقل نمي كنيد ؟

 

 

نكوهش هايي از خداي به موج خروشان زوال گرايان ( = واقع گرايان در دنياي حال ) :

 

ايشانند كه گمراهي را به راه راست خريدند پس تجارت آن ها سود نكرد و راه هدايت نيافتند .

پس واي بر آن كسان كه از پيش خود چيزي نوشته و به خداي متعال نسبت دهند ... واي بر انان از آن نوشته ها و آن چه از آن بدست آرند .

 

 

 

هر چه از انواع نيكويي به تو رسد از جانب خداست و هر بدي رسد از نفس تو است

 

+ نوشته شده در  85/05/03ساعت 21:25  توسط Aarmaann  |