تبليغاتX
مي انديشم ، پس هستم

مي انديشم ، پس هستم

مي انديشم ، پس هستم

 

يه وقتايي هست كه يه كاري مي خواي بكني ... منتظر يه اتفاقي هستي ... كه خيلي دوست داري خوب پيش بره ... بهش برسي ... اتفاق بيفته ... موفق بشي توش ... واسه همينم مياي براي تحققش هر كاري لازمه مي كني ... و هر كاري مضره نمي كني ... اما محقق نمي شه ... در حالي كه كاملا هم خير بوده و با تحققش فقط خير عايد خودت و ديگران مي شده ... اما محقق نمي شه ... بهش هم بدجوري نياز داشتي و داشتن ... اما محقق نمي شه ... حتي واسش كلي دعا و نذر مي كني ... اما محقق نمي شه ... از همه جهات هم به قضيه نگاه مي كني و تمام تمهيدات لازمه رو مي انديشي و بهشون عمل مي كني ... اما باز محقق نمي شه ... اون موقس كه مي پرسي چرا ؟!! ... آخه چرا اينجوريه ؟؟!!! ... من كه نيتم خير بوده ... كارمم خير بوده ... نتيجشم خير بوده ... راهي كه واسش انتخاب كردم هم خير و درست بوده ... بهش هم كه بدجوري نياز داشتم و داشتن ... !!! ... پس ديگه چراااااااا ؟؟؟!!!!! ... بيا فرض حكمت رو هم مردود بدونيم ... يعني نگيم حتما حكمتي توش بوده و صلاح اين بوده كه محقق نشه ... پس چي بگيم ؟!! ... بيا يه خورده بيشتر بيانديشيم ... انديشه هامون رو از بند اين حد و مرز رها كنيم و فراتر بريم ... كودوم حد و مرز ؟ ... حد و مرزي كه به همون اتفاق ختم مي شه ... به همون كار ختم مي شه ... يعني چي ؟ ... يعني بيايم رو كاراي ديگمون فكر كنيم ... رو كارايي كه كرديم و اتفاقاتي كه افتاده ... اونايي كه هيچ جور نمي شه به ايني كه الان دنبالشيم ربطشون داد ... كارايي كه كرديم و غلط بودن و اون طور كه بايد و شايد ضررشو نديديم ... و با خودمون گفتيم كه ... اي ول ... هر كاري دلم خواست كردم و هيچيمم نشد ... اما با خودمون نگفتيم كه ... پس چرا ضرر اين كارمو نمي بينم ؟! ... چرا نگفتيم ؟ ... چراش مهم نيست ... مهم اينه كه نگفتيم ... و مهم اينه كه بعدش فراموش كرديم اون كار و ضررِ نديدش رو ... حالا بيا دوباره به ياد بياريم اون كارها و ضررهايِ نديدشون رو ... بذارشون كنار اين جا كه كار غلطي نكردي اما داري ضرر مي بيني ... چي مي بيني ؟ ... احيانا نمي بيني كارايي كه در گذشته كردي و غلط بودن الان دارن ضررشونو نشون مي دن ؟ ... بهتره ببيني چون همينه ... واقعيته ... حقيقته ... بهتره ببيني چون با ديدنش مي فهمي جاي اين كه شاكي باشي ... كه چراااااااا ؟؟!!! ... بايد شاكر باشي ... كه چه خوووووووب ... چه خوب كه ضررشو زودتر ديدم و نموند واسه آينده ... آينده اي كه شايد چندان نزديك نباشه (if you know what I mean) ... بهتره ببيني واسه اعمال حال و آيندت ... كه هر وقت خواستي عمل غلطي انجام بدي بدوني ضررشو دير يا زود مي بيني ... پس انجام نده ... چون در عدالتش شكي نيست ... و اگرم انجام دادي برو دعا كن كه زودتر ضررشو ببيني ... كه فردا خيلي ديره ... بهتره ببيني تا يادت باشه ... كه اگر مي خواي موفق باشي ... اگر مي خواي اتفاقات و كاراي مورد علاقت محقق بشن ... اگر مي خواي خوشبخت بشي ... اگر مي خواي ... بايد تو همه مراحل زندگيت درست عمل كني ... و هر چه اعمال درستت كمتر باشن ... كمتر موفق مي شي ... كمتر اتفاقات و كاراي مورد علاقت محقق مي شن ... كمتر خوشبخت مي شي ... كمتر ... و بالعكس ... چرا ؟ ... چون مراحل مختلف زندگي به هم پيوستن ... شايد اين پيوستگي رو تو نبيني ... اصلا شايد از نظر علمي هم پيوسته و مربوط بودنشون به هم به كلي مردود باشه ... اما يكي هست كه به زيبايي هر چه تمام تر به هم ربطشون مي ده ... همون يكي كه تو عدالتش شكي نيست ... و حالا كه اين همه رو خوندي ... فكر كنم بتوني به وضوح و از كنه وجود به اين حرف برسي كه ...

 

He works his work in mysterious ways , Some people like it , Some people don't

 

(شرمنده كه از جملات انگليسي استفاده كردم)

 

+ نوشته شده در  85/07/30ساعت 21:50  توسط Aarmaann  | 

 

و واقعاً كه آدمي موجوديست بس فراموشكار

 

حالا اين خوبه يا بد ؟ بديهيه كه اگر حدش رعايت بشه خوبه ... و گر نه بد

 

+ نوشته شده در  85/07/21ساعت 22:14  توسط Aarmaann  | 

 

... (خدا) بر خويش رحمت و بخشايش را فرض و لازم كرده ...

... خدا بر خود رحمت و مهرباني را فرض نمود كه هر كس از شما كار زشتي به ناداني كرد و بعد از آن باز توبه كند و اصلاح نمايد البته (خدا او را مي بخشد كه بسيار) خدا بخشنده و مهربان است .

... خداي شما با آن كه داراي رحمت بي منتهاست عذابش را از فرقه بدكاران باز نخواهد داشت .

... همانا خدا سخت زودكيفر و بسيار بخشنده و مهربان است .

و اگر از خدا به تو ضرري رسد هيچ كس جز خدا نتواند تو را از آن ضرر برهاند و اگر از او به تو خيري رسد (هيچ كس او را از آن منع نتواند كرد) كه او بر همه چيز تواناست .

پس هر كه را خدا هدايت او خواهد قلبش را به نور اسلام روشن و منشرح گرداند و هر كه را خواهد گمراه نمايد دل او را از پذيرفتن ايمان تنگ و سخت تنگ گرداند ... خدا آنان را كه به حق نمي گروند مردود و پليد مي گرداند .

 

ما پيغمبران را جز بر آن كه (خوبان را به رحمت حق) مژده دهند و بترسانند نفرستاديم ...

بگو اي پيغمبر ... (خدا) وحي مي كند به من آيات اين قرآن را تا به آن شما و هر كس از افراد بشر را كه خبر اين قرآن به او رسد بترسانم ...

و قوم تو آن (آيات قرآن) را تكذيب كردند در صورتي كه حق محض هم آن بود بگو اي پيغمبر من نگهبان شما نيستم .

 

در قيامت بر كساني كه پرهيزكارند عقوبت حساب بدكاران نخواهد بود وليكن فقط بر آن ها است كه بدان را (پند داده و) متذكر سازند شايد از كار خود پرهيز كنند .

 

... ما در كتاب آفرينش بيان هيچ چيز را فروگذار نكرديم ...

 

+ نوشته شده در  85/07/14ساعت 22:18  توسط Aarmaann  | 

 

توانايي ، مسئوليت مي آورد ... توانا ، بايد مسئوليت بپذيرد ... مسئول ، بايد توانا باشد

 

مسئوليت ، حقوق لازم دارد ... دارايِ حقوق ( = توانا ) ، بايد مسئوليت بپذيرد ... مسئول ( = توانا ) ، حقوق لازم دارد

 

مسئوليت ، انتظار به همراه دارد ... از مسئول ( = توانا ، دارايِ حقوق ) ، انتظار مي رود ... مسئول ( = توانا ، دارايِ حقوق ) ، بايد پاسخگوي انتظارات باشد

 

 

اين يعني عدالت ... و فقط همين

 

(اين نوشته به هيچ وجه سياسي نيست)

 

+ نوشته شده در  85/07/07ساعت 12:26  توسط Aarmaann  | 

 

احترام گونه هاي مختلف داره ...

 

احترام سنتي كه به بزرگتر و پدر و مادر و اقوام و ... گذاشته مي شه و در واقع طبق فرهنگ و عُرف و ... هست

احترام پيش فرض كه در برابر كسي اعمال مي شه كه نمي شناسيمش و در ديدارهاي اوليه باهاش هستيم و فرض بر اينه كه بايد بهش احترام گذاشت مگر خلافش ثابت بشه

احترام متقابل كه يه جور مبادله هست ، چيزي از طرف مقابل به ما مي رسه و ما هم در قبالش بهش احترام مي ذاريم ، يا احترام مي ذاريم كه چيزي از طرف مقابل به ما برسه ، حالا اون چيز مي تونه احترام باشه يا پول يا نصيحت يا محبت يا ...

احترام شخصيتي كه در واقع احتراميه كه به شخصيت طرف مقابل مي ذاريم ، يعني طبق شناختي كه از طرف مقابل داريم شخصيتش رو تحسين مي كنيم و به همين دليل قابل احترام مي دونيمش و بهش احترام مي ذاريم . منظور از شخصيت اين نيست كه كت و شلوار بپوشه و هميشه تو حرف هاش با صيغه جمع حرف بزنه و هيچ وقت اول وارد جايي نشه و ... كه اين ها مي شن همون احترام متقابل ، منظورم مجموعه اخلاقيه كه شخص از خودش نشون مي ده و شخصيتش رو در ذهن ما ترسيم مي كنه ، حالا شايد از ما كوچيك تر باشه و چيزي هم ازش به ما نرسه و ... اما به همون دلايل مذكور بهش احترام مي ذاريم

احترام تربيتي كه براي آموزش انجام مي شه ، مثلا جلوي بچتون به خودش يا ديگران احترام مي ذاريد تا ياد بگيره اين كار پسنديده رو ، يا به كسي كه بهتون بي احترامي مي كنه احترام مي ذاريد تا هم به اشتباهش پي ببره هم تنبيه شه هم احترام گذاشتن رو ياد بگيره

احترام بزرگمنشانه كه رنگ بخشايش داره ، يعني به كسي كه لياقتشو نداره و احترام و اينجوري حرفا سرش نمي شه احترام مي ذاريد با اين نيت كه حالا اين يه اشتباهي كرده و من به بزرگي خودم ببخشم و كار اشتباه اونو تكرار نكنم و ...

و ...

اگر دنبال حق مطلب باشيم احترام حقيقي رو همون احترام شخصيتي تشخيص مي ديم

 

هر چند شايد بنا به شرايط مجبور باشيم كمي از گونه هاي ديگه رو هم رعايت كنيم

 

(البته اگر دقت كنيم احترام پيش فرض هم زير مجموعه احترام شخصيتيه)

 

+ نوشته شده در  85/07/01ساعت 22:25  توسط Aarmaann  |