براش مي شه دو كاربرد بيان كرد ، براي رسيدن به حقيقت و براي رسيدن به واقعيت . به اين ترتيب دو نوع كاربر هم مي شه براش تعريف كرد ، اوني كه ازش براي رسيدن به حقيقت استفاده مي كنه و اوني كه ازش براي رسيدن به واقعيت استفاده مي كنه .
كاربرد دوم يعني استدلال انجام شه تا واقعيتي توجيه شه ، بي توجه به اين كه اون واقعيت مطابق حقيقت هست يا نه .
كاربر نوع دوم هم كسيه كه استدلال رو ابزاري براي توجيه واقعيات قرار مي ده .
كاربر نوع اول كسيه كه استدلال رو ابزاري براي رسيدن به حقايق قرار مي ده .
كاربرد اول هم يعني استدلال انجام شه تا حقيقتي پيدا شه ، بي توجه به اين كه اون حقيقت در واقعيت وجود داره يا نه .
كاربرد اول حسن استفاده و كاربرد دوم سوء استفاده
پ.ن. : يقيناً در استدلال كاربرد دوم ايراداتي وجود داره ، اما ...
هر چه كاربر نوع دوم باهوش تر و مجرب تر ، پيدا كردن ايرادات هم دشوارتر
