حالا از كجا بفهميم دلمون پرورش پيدا كرده ؟ طبيعتا هر چه ببينيم تصميمات عقل و دلمون شبيه شدن يعني دلمون بيشتر پرورش پيدا كرده (دلِ پرورده
) و از يه جايي به بعد مي تونيم رو تصميماتش حساب كنيم .
حالا چگونه صحت تصميمات دل (يا حتي عقل) رو كنترل كنيم ؟ ساده است ، هر جا شكي كرديم يا شبهه اي داشتيم مي تونيم يه چند پله عقب بيايم و از روي آگاهي هاي ابندايي تر (اما يقيني تر) اون مساله رو بررسي كنيم ، شايد سخت تر باشه و بيشتر طول بكشه اما مطمئن تره . و ترجيحا اين بررسي از زواياي مختلف باشه تا اعتبارش بالا بره . حتي مي تونيم به تجربه هاي مشابه گذشته هم رجوع كنيم و ببينيم چه نتايجي در پي داشتن .
همون طور كه اون عارف بزرگ مي گه : عارف به جايي مي رسد كه الهاماتي از عالم غيب به او مي شود ، اينجا كار عارف سخت مي شود كه اين الهامات الهي است يا شيطاني ؟
- اين پرورش دل كه مي گيم نسبيه ، يعني هيچ وقت نمي تونيم بگيم دلمون اون قدر پرورش پيدا كرده كه همه حرف هاش درسته و ديگه نيازي به عقل نداريم ، اصلا ممكنه مسائلي پيش بياد كه ماهيتا به محدوده دل مربوط نمي شن (و بالعكس ... همون طور كه او مي گه : دل را زبانيست كه عقل را توان درك آن نيست) .
- پرورش دل به اين راحتي ها نيست و بهتره زود به خيال خامِ پرورش يافته شدنش اسير تصميمات غلط نشيم .
- اگر اين طور پيش بزيم مي تونيم بگيم بيشتر تصميماتمون درستن .
- به هر حال انسان ناقصه و اشتباه مي كنه اما اگر در حد توان اين كارها رو بكنه (خدا هيچ كس را تكليف نكند مگر به قدر توانايي او) اون قدر اشتباهاتش كم مي شه كه بشه ازشون صرف نظر كرد و اصلا مسائلي هم كه در زندگي براي يه نفر پيش ميان كمابيش در حد تواناييشه .
- و در آخر با تمام اينهايي كه گفته شد + آيات فراواني كه لزوم استفاده از عقل رو بيان مي كنه كماكان مي تونيم بگيم :
هميشه بايد تصميماتمون ( حرف هامون ، كارهامون ، اعتقاداتمون ، ... ) عقلاني باشن
